ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید...

بارون میاد، خیال بهار راحته و من بازم خسته ام. درست مثل یه نیمکت خالی گوشه یه  پارک، یا مثل یه سکه دوریالی که دیگه هیچ کس براش ارزش قائل نیست. مثل یه ترانه قدیمی، مثل یه خاطره کهنه که هزار بار مرورش می کنی و دوباره می ذاریش تو صندوقچه دلت. مثل خودم، مثل تموم آدما. مثل همه لحظه هایی که میان و میرن و هیچ کس نیست که ازشون بپرسه چرا همشون مثل همن. راستی من چه طور تعریف می شم؟ من که هنوز نمی دونم باید ماهو بدزدم یا هسته خرمارو. من هنوز نفهمیدم آدما برای چی از هم فرار می کنن ولی وقتی به هم می رسن می گن "سلام"! این روزا همه عادت دارن با کلمه ها بازی کنن و چقدر دل آدم می شکنه وقتی تو دل این بازی قرار می گیره. قدم می زنم، نگرانم! بوی خاک تازه بارون خورده رو نمی شه حس کرد، آخه یکی نیست بگه مگه خاک چه دشمنی با شما داشت که همه خیابون هارو آسفالت کردید؟ آسمون چه بدی به شما کرده بود که یه سقف دیگه ساختید...!!!


سهم من از زندگی چیه؟ سهم من یه سوال بی جوابه، یا شاید یه سیب گازخورده که هیچ کس بهش اهمیت نمی ده. سهم من شاید همون گلدونیه که هیچ وقت توش گلی نبوده. سهم من تویی! تویی که وجود نداری! من بی تو مثل یه بچه ام که هیچ وقت توپ نداشته!


حالا دیگه تنهام. از وقتی رفتی من نه سبزِ سبزم نه زردِ زرد. چرا؟ چون هنوز منتظرم. شاید خورشید فردا یه جور دیگه طلوع کنه. فقط فرقش اینه که انتظار زرد رو با الف اشک می نویسن و انتظار سبز رو با الف امید! دوباره تبعید شدم، از خودم به خیال تو. نصف دلم پیشه تواِ و نصف دیگرش رو شما فکر کنین که گم شده! وقتی تو بودی روز رو داشتم، حالا شب مال منه و تازه فهمیدم که شب لطیف تره! وقتی تو بودی خنده با من بود، حالا اشک رو دارم و تازه فهمیدم که اشک مهربون تره! وقتی تو بودی سبد سبد بهار داشتم، حالا خزون مال منه و تازه فهمیدم که خزون عاشق تره! وقتی تو بودی تورو داشتم، حالا خیالتو دارم و تازه فهمیدم که خیالت موندگارتره! خلاصه اینکه این فقط تویی که تکرار نمی شی (قشنگ ترین سهم من از زندگی!!) تو رفتی ولی من تازه رسیده بودم. تو تعبیر همون خوابی هستی که هیچ وقت ندیدم، تو همون لبخندی هستی که هیچ وقت رو لبام ننشست. تو مثل هیچ کس نیستی، تو حتی مثل خودت هم نیستی...!


یه عمر گذشت، ما آدما همیشه همه کس بودیم غیر از اون کسی که باید باشیم. دیگه وقتش نرسیده که نقاب از چهره برداریم و با چشم های خودمون دنیا رو ببینیم؟


هنوز بارون میاد، خیال بهار راحته و من بازم خسته ام... و تو ... فراموش نکن که فراموش شده ها فراموش کننده ها رو هیچ وقت فراموش نمی کنن...

تحولات امروزی

این روزا دلم غریبه.....
با همه چیز...
با همه کس...
دو باره بچه شده...
لوس بازی دراورده....
نمیدونم کاش همه چیزها رو میشد با دل احساس کرد....
آخه مغزم داره به حد انفجار میرسه....
مثل بمب ساعتی...
فقط فرقش اینه که ....
به جای c-4 تو مغزم پر از افکار در هم بر همه...
که قدرت انفجارش...
از c-4 بیشتره
نمیدونم...
واقعا لازم بود که همه ی این اتفاقات با هم بیوفته؟؟
عشق...
مدرسه...
زندگی...
...
مدرسه...
مرگ....
دوباره عشق قدیمی...
کنکور...
زندگی...

ای خدا شکرت....
یه جا یه جمله ی قشنگی خوندم...
یکی نقل میکرد:
"با ناراحتی به دنبال کفش بودم...چون کفش نداشتم...اما در راه کسی را دیدم که پا نداشت...."
میدونم باید شکر کنم....
....
زندگیم داشت تکراری میشد...
!!!

به اینا میگن تحول ها !!!!
پری شب فیلم پیانیست رو دیدم...
پیشنهاد میکنم شما هم ببینیدش...
منظره ی کوهسار رو خیلی دوست دارم....
یاد لحظه های قشنگ عاشق بودنم میوفتم....
...
دلم واسه همه ی دوستان تنگ شده.......ولی خب دلم تنگه...
امیدوارم همتون موفق باشین....
واسه منم فقط دعا کنین...
فقط و فقط..
دعا...

این آهنگ بک استریت بویز.......دوستش دارم....
.............


Who are you now
Are you still the same or did you change somehow
What do you do
At this very moment when I think of you

And when I'm looking back
How we were young and stupid
Do you remember now
Baby

No matter how I fight it
Can't deny it
Just can't let you go

I still need you
I still care about you
Though everythings been said and done
I still feel you like I'm right beside you
There's still no perfect you

Now that you're gone
Still I'm moving on, I refuse to see
And I keep coming back
And I'm stuck in the moment
And wont turn back tonight

Try to hide it
Can’t deny it
You don't even know that

I still need you
I still care about you
Though everythings been said and done
I still feel you like I'm right beside you
There's still no perfect you

Wish I could fight it
Just not tonight

Though everythings been said and done
I still feel you like I’m right beside you
There's still no perfect you

عرف ما

بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست.

باور كنيد كه پاسخ آيينه سنگ نيست

.سوگند ميخورم به مرام پرندگان.در عرف ما،

 سزاي پريدن، تفنگ نيست

با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما

.وقتي بيا كه حوصله ی غنچه تنگ نيست.

در كارگاه رنگرزان ديار ما

رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست

وقتي که عاشقانه بنوشي پياله را

فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست.

تنها يكي به قله تاريخ مي رسد

هر مرد پاشكسته كه تيمور لنگ نيست