پاسخ امیر جعفری به نتانیاهو

 

اظهارات دور از عقلانیت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل درباره ایران

و شرایط زندگی در کشورمان از جمله ممنوعیت پوشیدن شلوار جین و گوش دادن

به موسیقی غربی با موجی بزرگ از انقلاب از سوی قشرهای گوناگون همراه شد؛

انتقادی که به یک طیف سیاسی خلاصه نمی‌شد و تقریباً همه مردم نسبت به این

اظهارات واکنش‌های متفاوتی نشان دادند و در این میان، در روزی که امیر جعفری،

بازیگر کشورمان یک پیغام شفاف به نتانیاهو داد، «تابناک» نیز یک ویدئوی کلیپ

تقدیم نخست‌وزیر سرزمین‌های تحت اشغال می‌نماید.

به گزارش «تابناک»، «… من فکر می کنم اگر مردم ایران آزاد بودند، شلوار جین

می پوشیدند، به موسیقی غربی گوش می‌دادند…»؛ این بخشی از اظهارات

نخست‌وزیر سرزمینی است که نقشه‌اش بیش از هر رنگ دیگری، به سرخی خون

مردمانی است که تانک‌های مرکاوا از روی جسدشان گذشته است؛ سرزمینی که

متعلق به دیگران است اما شصت سال پیاپی در اشغال گروه‌ صهیونیستی است که

برای حفظ سلطه‌شان، دویست کلاهک هسته‌ای ‌دارند و هیچ قدرتی سراغشان

نمی‌رود که چرا ابعاد برنامه هسته‌ایش را در قالب پروتکل‌های بین‌المللی مشخص نمی‌سازد؟!

حال نخست‌وزیر چنین رژیمی که پایه‌اش بر نظامی‌گری استوار است و زنان و

دخترانشان‌ مکلف به چندین سال سربازی هستند، مگر این که از برخی طیف‌های

یهودی باشند و از موتورهای هواپیماهایش تا شعله اجاق‌هایشان در روز شنبه

روشن نمی‌شود تا گناهی متوجه یهودیان نشود و یکی از ایدئولوژیک‌ترین رژیم‌های

موجود را در سطح جهان دارد که از برخی ابعاد، کره شمالی نیز در مقابلش عقب

می‌ماند، درصدد برآمده از ایران تصویری بسیار تاریک به جهانیان نشان دهد و هر

چه زودتر شعله‌ای را که برای بهبود روابط ایران با دیگر کشورهای جهان

برافروخته شده‌ ‌خاموش کند.

سخنان عجیب نتانیاهو که در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی انجام شده بود، البته

دقایقی بعد با واکنش جالب مهاجرانی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد کشورمان همراه

شد؛ اما این نخستین واکنش بود و بلافاصله شاهد سیل واکنش‌ها به اظهارات دروغ

نخست وزیر رژیم غاصب قدس بودیم. ده‌ها هزار پیغام بر‌ صفحه نتانیاهو در

شبکه‌های اجتماعی، بخشی از این پاسخ بود و بخشی دیگر هزاران تصویر مردم

ایران با شلوار جین از گذشته تاکنون بود که پس از این سخنرانی آپلود شد و حتی

تصاویر برخی شهدا‌ که در دوران جنگ تحمیلی نیز شلوار جین بر تن داشتند، رو

شد که در نوع خود جالب بود.

 

برخی چهره‌های فرهنگی نیز در این زمینه واکنش‌هایی نشان دادند و حتی صداوسیما

که به دلایل مشخصی علاقه چندانی به نشان دادن مردم با شلوار جین نداشت، بر‌

نمایش این موضوع تأکید ویژه‌ای کرد. امیر جعفری بازیگر سینمای ایران نیز شب

گذشته در صفحه فیس‌بوکش در نوشتار محاوره‌ای خطاب به نخست وزیر رژیم

اشغالگر قدس نوشت: «پندی از کوچترین عضو یک تمدن ۷۰۰۰ ساله به طفلی

شرور از جغرافیای خود ساخته و کوچک ۶۵ ساله.

اگر در مورد چیزی اطلاع کافی نداری اظهارنظر نکن تا عمق فاجعه بار حماقتت

نمایان نشه! تو و جغرافیای خود ساختت ـ که اصلا به رسمیت نمی‌شناسیمت‌ ـ

کوچک‌تر از اونی که بخوای راجع به مهد تمدن و مردم نجیبش صحبت کنی. بهترین

و پاک‌ترین انسانها برای استقلال و عزت و اقتدار این کشور شهید و جانباز شدن تا

یک وجب از خاک این مملکت دست تو و امثال تو نیفته که اگر می‌افتاد، امروز

شلوار به تنمون نبود چه برسه به جینش.

مردم ما مردم نجیب و اصیلی هستن که برای پیشرفت و آبادی کشورشون با جان و

دل زحمت می‌کشن و همه مشکلات و سختی‌ها رو با صبر و حوصله خودشون حل

می‌کنن، نیازی نیست شما نگرانشون باشی.

مردم ایران بر خلاف شما و هم‌فکرات، نه تنها برای خودشون و دولت و کشورشون

که برای همه دنیا و بشریت صلح و آرامش می‌خواد. اون مردی که شما باهاش

کل کل می‌کردی و رعب و وحشت راه می‌نداختی تو دنیا تا مدیریت جهانی کنی، رفت و

… (بپا تورم لولو نبره!).

همه دنیا دیدن که چطور ۷۳٪ مردم ایران امیدوارانه با شلوار جین اومدن و رأی به

تغییر و اصلاح و اعتدال همین نظام و کشور دادن. ظاهرا شما خواب بودی و

ندیدی… راستی چیزی داری از جغرافیات که ۷۰ سالش باشه؟! قدمت خودت و

جغرافیای خود‌ساختت از زمان اولین زایمان مادربزرگ منم کمتر! چه برسه به این

که اصلا بفهمی ۷۰۰۰ سال تمدن یعنی چی؟!‌

حرف زیاده واسه گفتن ولی همین کافیه واست. سایز این حرفها نیستی که واسه ما

کری بخونی. برو بشین نقاشیتو بکش بفرست سازمان ملل، زیرشم بنویس نتانیاهو

۵ساله از تل آویو …‌».


 

 

 


فقط من و کلاغ ها ...

هوای سرد را دوست دارم

وقتی دست هایم زیر آستین پنهان میشوند

وخنده هایم پشت یک شال گردن 

و با گام هایی آهسته تر از همیشه

روی خیابانی با حاشیه های زرد و نارنجی راه میروم

و نگاهم را به شیشه ی مغازه هایی میدوزم که شاید بتوان از میان ِ گلستان بهاریشان ، پاییز پیدا کرد نرگس پیدا کرد


هوای سرد را دوست دارم

و زورگویی پاییز را

که هیچ کس را به خیابان راه نمیدهد

و این خلوت

و این سکوت

فقط سهم ِ تنهایی من و کلاغ هاست...

من شاید دریک  خلوت ِ صبح ِ پاییزی ، تازه عروس ِ این شهرم

که آهسته آهسته

روی این سنگفرش راه میروم

و کلاغ ها

این ساق دوش های سیاه پوش

لی لی لی لی

شاخه میتکانند و بر سرم برگ های زرد و نارنجی میپاشند

و مرا همراهی میکنند

قار قار قار....

یعنی بریزید . بپاشید . نو عروس آمده است .

....

اینجای احساسم را باید بگذارم لای یک پرانتز و بیندازمش درون یک پوشه پر از حرف ناتمام !

بگذریم

هوای سرد را دوست دارم

و باران را

وقتی که میبارد و مرا به زیر آسمان میکشاند و من به استقبال فرشته های باران ، چتر مبندم و دست هایم را تا بالاترین ِ انگشت هایم بالا میگیرم و عشـــــــــــق میکنم با این نم نم ... با این بوسه های آسمانی فرشته ها

که خدای مهربان ِ سجاده ی سبز ، به استجابت دعاهایم برایم فرستاده است ...

هوای سرد را دوست دارم

و تورا

وقتیکه

تار و پود خیالت

گرمم میکند ...


سرخوشی کودکانه


بگم ؟


بازم بهت بگم؟؟؟؟ خجالت میکشم..

باران و اشک

خاصیت اشک است ؛

اینکه هم چشم را پاک میکند و بعد از آن  هم دل را ...

در این کویر خشک ، بارانم آرزوست ...




اسمش را دخترانه بنام : دنیا ...

اسمش را مردانه بنام : جهان ...

افسوس که این سیاره ی آبی ، نه حیای زنانه سرش میشود نه وفای مردانه ...

فکر نان باش؛ این سیاره بیشترش آب است ...